از دفترچه خاطرات یک لباس شخصی(1)

آقای لاریجانی سلام، من يك لباس شخصي ام، از همون هايي  كه رفتن توي خانه بعضي ها كه به قول شما اسمشون مردم هست و به قول ما اغتشاش گر آدم كش .

 

آقاي لاريجاني به من و امثال من ،شما و امثال آقاي باهنر  می گویید لباس شخصي، تا به حال به اين فكر كرده ايد كه شماها چرا به ما مي گوييد لباس شخصي. من فكر كرده ام چند تا دليل دارد ، یکی براي اينكه لباس هاي ما براي شخص خودمان است ، یعنی در واقع  ما از دسترنج مردم و پول نفت و معادن مس و روي و.... نرفتيم براي خودمان لباس بخريم .لباسهايمان براي خودمان است.

 

دوم اينكه ما لباسي پوشيده ايم كه بيانگر شخصيت و روش و منش شخص خودمان است و نرفتيم لباس پزشكان يا روحانيون را بپوشيم .  لباس خودمان را پوشيده ايم و مثلا مثل شما و آقاي باهنر كه بعضي وقتها چفیه مي اندازيد گردنتان نرفتیم لباس ديگران را بپوشيم ، خوب اخر آقاي دكترشما خط مقدم بودي ،نه آخر تو كدوم محور و كدوم شب عمليات حضور داشتی برادر كه چفیه مي اندازي گردنت .

 

  

راستي چه خبر آقاي دكتر از مراحل ساخت خانه ويلايي كه سالها در آن زندگي مي كرديد در خيابان پاسدارن بوستان دهم پلاک 110به مساحت تقريبا 500متر ،به خوبي پيش مي رود ، به سلامتي اسكلت ساختمان كه بالا رفته  ، خوب بالاخره خيلي از مسئولان ما نسل در نسل پولدار بودند ديگر، مبارك است آقا .

قربون خودمون برم كه لااقل لباسهايمان براي خودمان است، حالا اگر خانه جاره اي است خيالي نيست .

 

تا يادم نرفته يك پيشنهاد دارم براي طبقه شما آقاي دكتر .خب الان كه صدقه سر فرهنگ رفاه زدگي مسئولان  ويا شايد پولدار بودن پدر خيلي از مسئولان مثل شما و آقاي كروبي، ويلاهاي مسكوني اكثر آقايان در مناطق شمالي تهران واقع شده ،و با توجه به دغدغه مسكن جوانان داشتن مسئولان که باعث شده آقايان مشغول بساز و بفروشي شوند و با توجه به رفاقت بعضا 30 ساله دوستان با يكديگر ،بهتر نيست به هم افزايي نيروهاي فني ساختماني با هم بپردازيد، مثلا به جاي مراجعه به دو گروه براي گود برداري ،خب اگر گود بردار منزل ویلایی آقای كروبي در خیابان اختیاریه شمالی که در حال ساختن است خوب است ،شما ديگر نرويد يك گروه ديگر بياوريد به هم كمك كنيد آقا .

 


آقای لاريجاني من يك لباس شخصي هستم ،شما در نطقهايتان در مورد حوادث اخير تهران خيلي از دست من عصباني بوديد و از انجايي كه من وشما تا حالا باهم جلسه حضوري نداشتيم ،تصور من بر اين است كه شما از روي گفته هاي ديگران با من بد شديد ،براي همين گفتم خودم  و  فعاليت هايم در اين چند روز را خودم برایتان بنویسم تا بلکه از عصبانيتتان بکاهد و بر سلامتیتان بیفزاید ،شايد که به مردم بهتر خدمت كنيد در مسند رياست قوه قانون.

  


قد من 178 سانتی متر و وزنم 68 کیلوگرم، پيراهن معمولا  روشن روي شلوار پارچه اي با  يك جفت كتوني و يك موتور هندا 125 ايراني و يك گوشي موبايل، سعي مي كنم هر روز حمام كنم و موهايم را 10 الی 12 بار در  روز شانه می كنم ،البته سبیلهایم  را هم چون  پیامبر اکرم(ص) فرموده اند معمولا كوتاه تر از مال شما نگه می دارم و به قول معروف آبخور هايش را مي گيرم ،خوب آخه من یک لباس شخصي  ام دیگر ،بایدهمه ی چیزهایم شبیه و براي خودم باشد و اگر سبیل هایم را خيلي بلند كنم شبيه دراويش مي شوم  نه لباس شخصی ها .

 

اين از ظاهر بنده .

 

راجع به افكار و منش من هم اگر بخواهم توضيح بدهم ،بنا به فرمايش حضرت علي (ع)بايد دوستانم را به شما معرفي كنم، تا شما با شناختن آنها مرا بشناسيد،اين هم زياد سخت نيست يك قرار مي گذارم و از اکثرآنها خواهش مي كنم بيايند تا شما ببنيدشان و هر سئوالي داريد از آنها بپرسيد .امشب خوبه .فردا شب. باشه ،اصلا فرقي نمي كنه شما مي توانيد هر شب بياييد مسجد محل ما ،هميشه بچه ها هستند من هم معمولا هستم ،براي خودتان هم خوب است، شايد از اين كه اينقدر مردم را از پشت شیشه های دودي ماشينهايي كه اين سالها با راننده و محافظ  وخدم وحشم شما را جابجا كرده اند دیده اید،خسته شده ايد و مي خواهيد مردم را بار نگ واقعي شان ببینید ،قدم  روي چشم ما بگذاريد  و تشريف بياوريد با من اشنا شويد.

 

 

 

واما وقايع شبهاي  اخير، بعد از ظهر بود، احسان زنگ زد که علي طرفدارای موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات ريختند دم در وزارت كشور و از آنجا شروع کردند به درگيري و آتش زدن سطل هاي زباله و بستن خيابانهای اطراف مثل شهيد مطهري ،سريع با بچه ها جمع شديم  و رفتيم، چهار تا موتور بوديم، 2 تا دو ترك ، 2 تا هم سه ترک،رسيديم مطهري ،تعدادشان زياد بود ،خيابان را بسته بودند ،سطلهاي زباله را  آورده بودند وسط خیابان واتش زده بودند.

 

درگيري جوانان با پليس ضد شورش

 

لباس شخصي هاي ديگري هم بودند، سر جمع مي شديم 100 نفر با اسلحه هاي ولرم مثل باتوم ،چوب ،قفل عصا یی ماشین و ....

خیلی زور داشت برامون  2 تا خیابان اصلی شهرمون توسط یک مشت بچه سوسول  بسته شده بود، هم ولیعصر هم مطهری .

 

يكي از بچه ها که ته ريش داشت و رفته بود داخلشان خبر آورد كه 2 تا اتوبوس را اتش زدند ،ما دود را ديده بوديم ولي اصلا فكر نمي كرديم اتوبوس باشد. حدودا یک ساعت و نیم بودكه خيابان مطهري دستشان بود همين جوري هم پيشرفت كرده بودند و از سر ولي عصر تا سر مفتح را گرفته بودند .خبري هم از يگان ويزه و گشت ارشاد نبود ، خیلی ضايع بود، اتوبوس اتيش مي زدند تو تهران ام القراي جهان اسلام.

 

عکس اغتشاش

خبر آوردند 2 تا بانك هم آتش زدند،هفت هشت تا موتور بچه حزب الهي ها را هم که گیرشون افتادند اتش زده اند و البته خودشان را هم تا حد مرگ كتك .

 


خب ما هم که بي غيرت نبوديم كه بایستیم و نگاه كنيم آقایون و خانومهای موسوی چی در غياب معنادار  نیروهای ویژه ی پليس و البته حضور نیروهای غیر ویژه ی پلیس كه مشغول نگاه كردن بودند ( شايد مشغول به خاطر سپردن چهره هاي دختراني بودند كه لباس مناسب نداشتند تا بعد از آشوبها اگر از كنار گشت ارشاد رد شدند آنها را دستگير كنند.) چهارراه به چهارراه جلو بروند و هر غلطي كه دلشان خواست بكنند گور پدر دنيا، حيدر حيدر را دم گرفتیم وحمله .

 

 

خوب يك چند تا كله و چيز هاي ديگر هم دادیم يعني زدند داغون كردند چندتایمان را ، ولي خيابان مطهري رو آزاد كرديم ، آقاي لاريجاني ما آزاد كرديم (البته خدا به وسیله ما) نه آقاي فرمانده گشت ارشاد! ساعت 8 بعدازظهر شنبه 23 تيرماه هشتاد و هشت.

 

بچه ها خبر آوردند میدان محسني هم درگيری است ،  اول رفتيم يك  آرايشگاه تو خيابان سهروردي،  از بين بچه ها قرار شد من براي شناسايي لیدرهای آشوبگران ريش هايم را بزنم ،خيلي سخت بود ،خيلي ريشهايم را دوست داشتم ، خاك بر سرم ريشهايم شده بود برايم حجاب ، اگر حجاب نبود نباید زدنشون در راه خدا برام سخت می بود.بعدش هم رفتيم نماز رو خونديم و رفتيم ميدان محسني.

بي خيال! باورمون نمي شد ، اينجا هم مثل مطهري بود ، خيابان ميرداماد را بسته بودند و همان بساط  پايين، يك اتو بوس را آتش زده بودند و تا دلتان بخواهد سطل آشغال و یک هفت هشت تایی هم بانک و چند تا هم موتور آدمهاي ريش دار البته نه مثل ريش و سبيل شما آقاي لاريجاني ، مثل ریش و سبیل لباس شخصی ها.

 

برخي تصاوير رسانه هاي خارجي از آشوب هاي تهران

 

خبري از نيروي گشت ارشاد هم نبود ، تازه جالب اينكه اراذل و اوباش موسوی چی ،  که بانكهاي  حتی خصوصي  دور میدان و توی خیابان میرداماد را آتش زده بودند ، دست به کیوسک نیروی گشت ارشاد واقع در ضلع شرقی میدان محسنی هم نزده بودند ! بچه های پایگاه بسیج مسجدمان آمده بودند ، فرمانده حوزه بسیجیان هم حضور داشت .تو میدان مبنا که حدودا 500 متر بالاتر از میدان محسنی است جمع شده بودیم. من که ريشهايم رو زده بودم و حالا  فقط سيبيل داشتم  رفتم براي شناسايي ...

 

 

غوغايي بود ، شعار می دادند ،  به احمدي نژاد فحش مي دادند ، به بسيجي فحش ناموسي مي دادند ،مي گفتند راي من رو دزديدن ، دارن باهاش پز ميدن و چندتاشون هم 2 تا سطل آشغال فلزي رو که نتوانسته بودند آتش بزنند  آورده بودند وسط خیابان و با آهن به صورت منظم مي كوبيدند روش و می گفتند : ارتش سبز ايران ، همينه  ، همینه  ، خيلي باحال مي زدند خوشم آمد و مشغول شناسايي عناصر اصلی شدم .اكثرا جوان بودند  و تو جو ، ولی یکسریشان ، پدرسوخته ها ، خیلی هماهنگ شده و حرفه ای بودند و به بقيه جو مي دادند  مثل همون هایی که  با سطل آشغال مارش حمله می زدند و چند تای دیگه که مثلا شروع حمله  به بانکها و شکستن دوربین های مغازه ها و بانک ها رو انجام می دادند.

 

آقاي موسوي با چه اهرم‌هايي مي‌خواهيد به مسئولان مملكت فشار بياوريد تا تسليم خواست‌هاي غيرقانوني شما شوند؟  به چه قيمتي؟

 

سرتون را درد نیاورم  آقای لاریجانی ، حمله كرديم و خلاصه ميدان محسنی و خیابان ميرداماد و کوچه های اطراف را پس گرفتيم ، البته با مدد الهی و در پوشش لباسهاي خودمان که با پول خودمان یا پدرهایمان خریده بودیم ، ذكرمان هم همان حيدر حيدر بود ، و البته در آخر شب بنا به دستور يكي از بچه هاي جبهه اي يا زهرا(س) ، با رمز یا زهرا میدان مادر (محسنی) ، خیابان میرداماد و کوچه های بالا و پایین  اطراف را حدود ساعت 12 شب آزاد کردیم  ، کلي از بچه هامون هم داغون شدند. آقاي لاريجاني ! شما آن موقع كجا بوديد و چه لباسي تنتان بود ؟

 

 

بعد از پاكسازي کامل منطقه و به منظور یاری به لباس شخصي ها در ساير نقاط تهران سوار موتورهایمان شديم و به جاهای ديگر رفتيم .

 

اوج اقتدار نيروي گشت ارشاد و وزارت اطلاعات آن شب در شمال شهر تهران موج مي زد، از ميدان تجريش رد شديم به ستاد این دکتره هست که رئیس جمهوره و خونه 500 متر به بالا  تو پاسدارن و نياوران  و ... نداره حمله كرده بودند و همه شيشه هاي ان را که يك مغازه واقع در ضلع شمالي ميدان جنب ترمینال تاکسی بود شكسته بودند و نرده هاي آن را شكسته و هر چه در آن بود را غارت کرده بودند و  بعد هم آتش زده بودند ، و البته چند جای دیگر هم همین کار رو کرده بودند.

 

 

اغتشاش حاميان ميرحسين موسوي در خيابان‌هاي تهران

آن شب صبح شد و صبح بعد از ظهر و بعد از ظهر مغرب ، من و ساير لباس شخصي هايي كه باهم رفيق بوديم نماز مغرب وعشا رو ميدان فلسطين قرار گذاشتيم و بعد از اقامه نماز در مسجد اموي ، شروع به آزاد سازي مناطق مختلف تهران از لوث وجود اشرار نموديم.

 

ادامه دارد ...

 

در همین زمینه بخوانید :

از دفترچه خاطرات یک لباس شخصی(2)

از دفترچه خاطرات یک سبزپوش بی خطر!




درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات:
    نظرات ارسال شده:
  • داود:
    خسته نباشید؟ اون اسلحه و باتوم رو ما از شاه گرفتیم حالا تو با اون خود ما رو میزنی واقعا متاسفم
  • ابراهیم:
    بازشما خاک بر سر لاریجانی وامثال او دوست دارم لباس شخصی
  • محمد:
    سلام برادر از اين كه تهران رو از وجود اين به اصطلاح اجنوي ها پاك كردي ممنون كار تو دقيقا مصداق همون كاريه كه رزمندگان اسلام با متجاوزين به خرمشهر كردن مگه نه؟ تازه اين شايد ثوابش بيشتر هم باشه مگه نه؟ فقط يه جاي سوال ميمونه و اونم اينه كه اونايي كه توي خيابونهاي تهران سركوب كردي با يك عراقي يا آمريكايي متجاوز برابرند؟ اگه نه كشتن كدومشون تو رو بيشتر به بهشت نزديك مي كنه؟
  • محمد:
    خاک بر سر شما وامثال شما لباس شخصیها
  • ايمان:
    سايت خوبي دارين فقط اگه ممكنه فونت رو بزرگتر و فاصله خطهرو بيشتر كنبد
  • مونا:
    اين چرت و پرتا چي؟ خاك بر سرتون كه تهمت زدن و كتك زدن شده براتون افتخار.
  • بانو:
    اميدوارم توي جهنم بسوزي بدبخت اين همه رياكاري واسه چي؟ چشمهاتو بستي كه چي بشه؟ كور شه اون چشمهايي واقعيت رو نمي بينه
  • محمد:
    چرا شر و ور می نویسی من خودم شاهد بودم که شب 25 خرداد 4 تا لباس شخصی ریختن و شیشه بانک سر کوچمون رو خرد کردن.
  • محمد:
    چرا شر و ور می نویسی من خودم شاهد بودم که شب 25 خرداد 4 تا لباس شخصی ریختن و شیشه بانک سر کوچمون رو خرد کردن.
  • علی:
    براتون ارزوی توفیق دارم- از خدا میخوام دله سیاهتون رو نورانی کنه - شستشوی مغزی شدین - فکر کردی اونا که اعتراض میکنن از کجا اومدن؟ هموطن میدونی چیه؟ از اونا هستن اگه تقلب نمیشد این مشکلات هم بوحود نمیامد. کسی دوست نداره کشته بشه اما یه جا دیگه ادم حس میکنه مردن بهتر از زندگی ذلت باره- ما حاضر هستیم بمیریم اما استبداد و تقلب و دروغ رو نبینیم. تخریب اموال عمومی و خانه های مردم هم توسط خودتون بوده چون مردم اروم اعتراض میکردند و این برای شما جالب نبود. اخه این خنده دار نیست که احمدی گفته جنایات زندان توسط دشمنان خارجی انجام شده - شاید بوش یا اوباما اومده یواشکی اینکار هارو کرده و رفته
  • جواد:
    تقبل الله حتماًجات وسط بهشته کشتن برادر و خواهر خیلی هنر می خواد اجرتون با سیدالشهداکه هموطن خودتون را عراقی می دونید و تهران رو خرمشهر
  • حامد:
    انما الاعمال بالنيات
  • كوشا:
    خاك خاك زين دولت سست عنصر دلم گرفت شير خدا و رستم دستانم آرزوست
  • دکتر روح الامین حسینی :
    بابا این بچه بازیا جیه یعنی چی (از دفترچه خاطرات یک لباس شخصی!! از دفترچه خاطرات یک سبزپوش بی خطر!!) داریم خودمون خودمونو بدبخت میکنیم از کجا میدونید این نوشته ی بالا رو چه کسی نوشته که همتون از کوره در رفتید بهتره هممون بریم مغزمون رو شست و شو کنیم اینطوری خیلی بهتره ...!!!یه عده خوردنو بردنو بیرون گود نشستن حالا هنوز ماهاداریم میزنیم تو سر خودمون برای خودم متاسفم ...
  • حميد:
    باسلام خدمت همه دوستان. آيا ميدانيد ماملت را چگونه به صف كردند و به جان هم مي اندازند؟ با بي سوادي و بي لياقتيشان در اداره مملكت . لباس شخصي و سوسول برازنده ما ايراني ها نيست . خدايا عقل و منطق را به اين مملكت بازگردان.
  • ایرانی:
    افرین برادر بسیجی با غیرت حتمن این همه نمازیم که هی پز خوندنشو میدی با خون همین بچه سوسولا وضوشو گرفتی چندتا از هموطنهایی که اخیرا شهید شدن افتخارشون مال توه؟چندتا خونواده تونستی تا حالا داغدار کنی سرباز امام زمان خودشیفته؟؟؟؟؟؟
  • رضا:
    خاك بر سر شما لباس شخصي ها چغدر هم حرفه اي هستيد با همون سلاح هاي ولرم جوانهاي مردمو پرپر كردين خدا لعنتتون كنه
  • رضا:
    خاك بر سر شما لباس شخصي ها چغدر هم حرفه اي هستيد با همون سلاح هاي ولرم جوانهاي مردمو پرپر كردين خدا لعنتتون كنه
  • مهدی:
    متاسفم برای شما و اون سر دسته ی بی دستتون ! بترسید که روز قیامت نزدیکه !!! اینجا تلویزیون یاوه گو و سایت های دروغ گذاری دارید ! اونجا چه میکنید ؟!
  • مرتضي:
    پسراي خوب و نازنين چشم ها رو باز كنين ساليان سال آقا زاده ها بيت المال رو خوردن و بردن حالا كه موقع حساب كتابه ما رو دعوا انداختن .يك ضرب المثل ميگه گوشت و برنج رو خوردن سر ته ديگش ما رو دعوا انداختن . من ميگم بزاريم اقاي احمدي نژاد كارشو انجام بده ولي مراقبش باشيم كه مثل قبليها سرمون كلاه نره.
  • امير:
    فرزندان من تمام اين خاطرات جعلي است مفت خورها 30 سال بر اين مملكت حاكم بودن هميشه وزيرو وكيل بودن حالا منا فشون در خطره خودشون و آقازاده هاشون با قدرت و پولشون ميخوان سفيد رو سياه جلوه بدن احساسي نباشين گول نخورين / پياده نظام صاحبان زر و زور نشوييد.
  • ازاد:
    خاك عالم تو اون سرت مرتيكه عقب افتاده
  • ب:
    ریشوی شبه وهابی از این به بعد را ببین. به لاریجانی نیز توهین نکن سگ کثیف
  • محمد:
    ماشالله اينا هم كه پايين كامنت گذاشتن نمونه ي همون اشرارند البته از نوع اينترنتي! تا حالا فكر كردي چرا هرچي كامنت اون پايينه بر ضد توئه؟ مشخصه چون تنها كسايي كه تو اينترنت كلمه ي لباس شخصيو سرچ ميكنن و به اين مطلب ميرسن همون اشرارند بهتره بجاي گير دادن به اين عزيز برين يقه ي اون كسيو بگيرين كه كه شمارو دعوت به لشكر كشي خيابوني كرد كه از قديم گفتن بازي اشكنك داره سر شكستنك داره :D
  • پرويز:
    دمتون گرم اجر كارهايتان را از آقا امام زمان خواهيد گرفت .برادر اين دنيا محل گذر و امتحان است و خداوند هم با هيچكس فاميلي ودوستي ندارد .روزي خواهد رسيد كه خيلي هم دير نيست همين آقايون به اصطلاح مدير وزير وكيل كه به واسطه خون شهدا و جانبازي همين بچه هاي مخلص به اين موقعيت ها دست پيدا كردند.بايستي جواب اين ثروت ها باد آورده و اين بي احترامي به كساني كه فدايي رهبر و پيرو خط سرخ شهدا هستند را بدهند.ديدار من وشما آقاي لاريجاني و امثال ايشان انشاا..در روز قيامت .براي سلامتي مقام عظامي ولايت صلوات
  • سهيل:
    دمت گرم بچه ريشويه نمازخون.شدي سرباز اجنبيا.بي غيرت اگه كشورمون بيوفته دسته اونا كه خواهر ننتا اره .اخه بدبخت غيرت نداري حروم زاده
  • زهير:
    خداقوت،كه اين خردجال پرست پاها رو حالشون رو سر جا آورديد،ذره ذره كاینات به شما مباحات مي كنند.
  • ساندیس:
    اینکه اینفدر بهت پریدن نشون میده که چقدر دارن می سوزن!! دمت گرم